مؤلف مجهول
257
تاريخ سيستان
ماندن عمرو ليث ببلخ بدست اسماعيل بن احمد و وفات نصر احمد و اندر اين سال مرد ، نصر بن احمد بن اسد بن سامان سيّد آل سامان بسمرقند شب آدينه دوازده روز گذشته از شوال ، سنهء سبع و ثمانين و مائتين ، پس چون عمرو اسير ماند ، طاهر و يعقوب دو پسر محمد بن عمرو بن اللَّيث با سرهنگان و سپاه بهزيمت بخراسان آمدند و عمّال خراسان همه جمع شدند و بهرى آمدند ، و زانجا بسيستان آمدند ، و محمد بن شهفور بر راه كرمان به بست آمد ، و ديرگاه آنجا بماند و بلال بن الازهر از فارس بكرمان آمد . پس سپاه عمرو همه جمع شدند و طاهر را بيعت كردند و طاهر احمد بن شهفور را وزارت داد ، و حكم پادشاهى بدست او كرد و آن روز كه طاهر را بيعت كردند اندر ارك جداگانه بخزينه اندر سى و شش بار هزار هزار درم بود دون دينار و جواهر ، و خزانها پر بود و بقلعهء اسپهبد و ديگر قلعها همه گنج خانه و خزينه بود ، و جامه و سليح و ستوران را كسى عدّ و احصا نداشت كه چند بود ، و ضياع و عقار و مركبان بزرگوار و ده هزار غلام سراى بود دون بيرونى . و طاهر روز سه شنبه سيزده روز باقى از جميدى الاولى سنه سبع و ثمانين و مائتين بسيستان اندر آمد . و احمد بن شهفور نامه نبشت سوى معتضد و سوى عبيد الله بن سليمان و آگاه كرد كه عمرو اسير ماند ، و سپاه طاهر را بيعت كردند ، و سبكرى مستولى گشته بود بر طاهر و بر سپاه و همه را گرفته بود و نمىبايست او را كه احمد بن شهفور وزارت كردى و نامه كه او مىنبشت نهان همى كرد ، و على بن اللَّيث [ 1 ] بسيستان نهان بود و سبكرى سر با او يكى داشت ، باز سرهنگان را نزديك او برد و اختلاف ميان سپاه اندر افتاد ، يكى
--> [ 1 ] رجوع شود بصفحه 250 حاشيه ( 1 ) و از قراين بعد معلوم مىشود : ليث بن على بن ليث است .